نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

ورود من و تو به خونمون

1391/5/6 18:16
نویسنده : مامان و بابا
304 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز مامان روز دوشنبه 17 تیر ماه 92 ساعت 11 صبح بود که بابایی و عمو محمود اومدن دنبال من وتو و مامان معصوم وکارای ترخیصمون و انجام دادن.

نیکای عزیزم اگه یه روز مجبور باشم انتخاب کنم بین دوست داشتنت یا نفس کشیدن از آخرین نفسم استفاده میکنم تا بهت بگم دوست دارم

ساعت 1 بعداظهر بود که به خونمون رسیدیم، جوجوی مامان همه(باباحاجی-باباولی-مامانجون-عمه جونی-محدثه جونی-زندایی جون-دایی علی)منتظر اومدن ما بودند، بابا جون زحمت کشیدند گوسفندی برای سلامتیمون قربونی کردند.

 من و بابایی با هزاران بوسه و ذوق فراوان دخمل کوچولومون و که شما باشید وارد خونمون کردیم حالا دیگه ما یه خونواده ی 3 نفری هستیم. 

قربون دخمل كوچولوم برم كه با عروسكش باهم خوابيدن

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)